سلام عزیز من!

خرید بک لینک

در حال احتضار، و در روزهای بارانی این نامه را می نویسم و به دستان باد می دهم تا هنگامی که از لای موهایت عبور می کند در گوشهایت زمزمه کند.

این روزها باران به شدت مرمی های دهه ی هفتاد می بارد و مرا یاد آنروزهای که باهم بودیم می اندازد؛آنروز بارانی که باهم بودیم و پشت پنجره صدای گوش نواز باران شرشر ناودان ها را می شنیدیم و به موجهای که قطره های کوچک باران روی آب نازک روی کاشی حویلی ایجاد می کرد خیره شده بودیم، و یک نفس عمیق می گرفتیم و چشمان مانرا می بستیم و احساس آرامش می کردیم. یاد آنروز که تو به من دید می زدی و من متوجه باران بودم، و من به تو دید می زدم و تو متوجه باران بودی؛ آنروز هیچ نشد که همزمان به هم دید بزنیم، درست وقتی متوجه میشدم تو به من دید می زنی و می خواستم من هم به تو دید بزنم تو نگاهت را دوباره به سوی باران می کردی، شاید تو هم می خواستی که یکبار به هم دیدبزنیم و زیبایی باران را در چشمان یکدیگر ببینیم اما نشد که نشد.

امروز که تو نیستی آمد آمد بهار حتی برایم خوشایند نیست؛ صدای باران دیگر دلنوازی نمی کند، سکوت آزار دهنده ام را می شکند و حالم را بدتر می سازد،آه! که بی تو باران هم دلخراش و آزار دهنده است.

عزیزم این نامه را جای نامعلوم برایت فرستاده ام، نگهش دار ، شاید روزی بخاطر نامه هایم دلتنگ شوی ، آنروز که هیچ نامه نخواهم نو

شت.

میچید...

ما را در سایت میچید دنبال می‌کنید

برچسب: سلام عزیز من,سلام دوست عزیز من,عزیز من سلام فرشته ای برام, نویسنده: بازدید: 66 تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 16:18

صفحه بندی